خرید بک لینک

دیشب حتی خدا هم دید که چطور تنها و بی کس و کار بودم

دید که محبوبه چقدر اذیتم کرد. و دید که معصومه و مهدی و حسین طرفش رو گرفتن و من موندم و گریه هام و خدا

دیشب به طور اتفاقی بعد این ماجرا یه پست دیدم که نوشته بود

وما میدانیم که سینه ات تنگ میشود از چیز هایی که می گویند

«حجر_۹۷»

قشنگ معلوم بود خدا این رو برای من فرستاده بود چون همون موقع پست شده بود.

حالا منتظر انتقام الهی ام

میدونم که خدا هم دیگه ساکت نمیشینه و زجر های منو تحمل کنه و کاری نکنه.

میدونم پشتمه و هوام رو داره.

دیگه الان همه چی دستم اومده.

اونا خودشون رو نشون دادن که چقدر از من متنفرن

کاری کردن که دیشب به خودکشی هم فکر کنم اما

این خدا بود که نجاتم داد پس دلم قرصه به بعدش...

خدایا ممنون که نشونم دادی اگه همه ی عالم هم پر بشه از ظالم

یه دونه خدا هست که ظالم نباشه

دوستت دارم

برچسب: نویسنده: مهدی شریفی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:01

صفحه بندی