خرید بک لینک
اعصابم خورد بود از همه چی

داشتم به زمین و زمان فوش خاطره انگیز میدادم

که...

یه کیک یزدی نصیبم شد و..

من دهنمو بستم طی دو حرکت یه لقمه اش کردم

من وقتی ناراحتم باشمم نمیتونم از شکمم بگذرم...بعضی وقتا بود با گریه شروع کردم غذا خوردن

بعد از یه جایی به بعد از خودم خنده ام میگیره

افتضاح غذا میخورم..یه وحشی تمام عیار

انگار قحطی زدم

خب خودمو تو دو دقیقه تخریب کردم جلوتون

هیچی دیگه امیدوارم از این کیک یزدی ها هم یهویی نصیبتون شه و مثه من چند لحظه ای شاد شید

برچسب: نویسنده: مهدی شریفی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 15:31

صفحه بندی